نتیجه:
1-عرضه کنندگان
الف) آقا اگه دنبال کار دوم به
هر دلیلی میگردی، دنبال هر
کاری برو به غیر از فایننس!!
چون 999999/99% از این
کار تبدیل به پول نمی شود،
به زبان ساده، سر کاریه!!
ب)اگر برای میلیاردر شدن
به دنبال کلاه برداری هستید،
روش بدی نیست!! ولی اولا،
میلیاردر نمی شوید، دوما،
بار کج به منزل نمیرسه.
نتیجه اخلاقی:کلاه برداری کار
بدیه.
2-متغاضیان
لطفا به نتیجه عرضه کنندگان
در بالا رجوع شود، به زبان
عامیانه، ول معطلید!!!!
نکته: مطالبی که به رنگ قرمز نوشته شده جدی بوده و به منزله طنز نمی باشد.
ب- سوال:
آیا ایرانیان طمع کار شده اند؟
آیا در ایران، هر کار جدیدی که پر در آمد باشد،
سریعا همه، بدون داشتن تخصص مربوط
به کار جدید، به دنبال آن می روند؟
آیا دلال بازی در ایران زیاد شده است؟
آیا کلاه برداری در ایران شایع شده است؟
آیا پول و مادیات بر تمامی مسایل اجتماعی
و فرهنگی مردم پیشی گرفته است؟
جواب:
ای بابا تو هم گیر دادی ها!!!
زورت به اقتصاد کشور نرسید، آمدی سراغ
مردم؟؟!! طمع؟ دلال بازی؟ کلاه برداری؟
مادیات؟؟ آقا این وصله ها به جامعه ما
نمی چسبه. همین حالا برو از هزار تومان
تا یک میلیارد تومان بذار دم در منزلتون،
اصلا بذار میدان ونک، ببین یک نفر بهش
دست میزنه، دست که نمیزنند هیچ،
حتی نگاهش هم نمیکند، اصلا برو
یک هفته بعد بیا ببین، سر جاشه.
یک در هزار اگه خدای نکرده نبود،
نه که کسی برده باشد ها!!!!!
مطمئن باش بادی، طوفانی چیزی
آمده که پول ها گم شده.
ما با این سابقه چندین و هزار ساله
تاریخی فرهنگی، اصلا چند هزار سال
چیه؟؟ ما میلیاردها سال سابقه تاریخی
داریم!!!!!!!!!! و هرچی هم اختراع و
اکتشاف مهم تو دنیا شده مال ایرانیان
بوده، بریم دنبال این کارها؟؟!! اصلا اگه
نمیدونی بدون، جدیدا فهمیدن که کشف
قاره آمریکا هم کار ایرانی ها بوده نه
کریستف کلمب!!!! اصلا من فکر میکنم
قطب شمال و جنوب و قله اورست
رو هم هخامنشیان فتح کردند!!
تازه در مورد کره ماه و مریخ هم شک
وجود داره!! بعد یک سری آدم
دشمن فرهنگ، میرن داستان
میسازن، که آره، در جاده فیروزکوه
یک خودروی سواری با یک خودروی
حامل پول بانک تصادف کرده بوده،
مسافران یک اتوبوس مسافربری
که از آنجا رد می شده اند، عوض کمک
به راننده که حالش وخیم بوده،
همه میریزن پایین و پولا رو جمع مکینن
به راهشون ادامه میدن!@##
آقا این حرف ها کار دشمن است.
شما هم عوض تکذیب این دروغ ها
هی زرت و زرت این مطلب رو به
هم دیگر ایمیل کنید!!
من اطمینان دارم که مسافرهای
این داستان، یا خارجی بوده اند،
یا اگر ایرانی بوده اند، پولها را
برنداشته اند که هیچ، تازه به
راننده هم شاباش داده اند!!!!!
اصلا خوب شد اسم شاباش
آمد. ببینم چطور ما ایرانی های
طمع کار پول دوست، در فرهنگمون
شاباش هست، ولی در فرهنگ
خارجی های خوب گوگولی مگولی
که اصلا به فکر مال دنیا نیستند،
شاباش وجود نداره؟؟؟!!!!
اینها اگر پول دوست ندارند چرا تو
میهمانی هایشان پول رو سر
همدیگر نمی ریزند؟؟؟
میگی نه! برو خارج ببین.
این خارجی ها فقط وقتی میروند
به کلوپ های استریپ تیز،
به دختران فریب خورده پول
میدهند تا لباسهایشان را در
بیاورند و آنها چشم حیزی کنند،
" چشماشون در بیاد انشا ا.... "
حالا در ایران، تو یک میهمانی،
تا یک مرد سیبیل کلفت
پشمالو شکم گنده بلند میشه
یه قر میده، فوری همه بهش
شاباش می دهند، تازه هیچ
کسی هم نمیخواهد که
لباساشو در بیاره!!!!!!!!!!!
حالا ما طمع کار شدیم؟؟؟
چی؟؟ میگی: هرچی کاره جدید
پر درآمد درست میشه، فوری
مردم بدون تخصص از آن، به
سراغش میرن؟ مثل خدمات
موبایل، مثل کارخانه ماکارنی
و یا آب معدنی که زیاد شده!!
برو بابا دلت خوشه!! اگر توی
هر کوچه و بنبستی، چندتا
مغازه خدمات و فروش موبایل
باز شده، دلیلش خودتی نه
فرهنگ مردم. وقتی برای
همسرت و بچه هات و
مامان بزرگ و بابا بزرگت
موبایل میخری، وقتی برای
ختنه سوران بچه برادرت،
عوض قاقالیلی و یا
اسباب بازی موبایل کادو
میدی اینجوری میشه!!
آره عزیزم!!!!!!!!
ماکارونی هم تقصیر خودته!!
هی ماهواره نگاه کردی
غرب زده شدی، عوض
آبگوشت و اشکنه و آبدوغ خیار
رفتی سراغ اسپاگتی و
لازانیا و از این جور قرتی
بازیها، خوب تقاضا میره بالا،
مردم هم هی فرت و فرت
کارخانه ماکارونی راه
می اندازند که غذای تو و
امثال تو را درست کنند که
از گرسنگی نمرید!!
وگرنه، الان به جای این
همه کارخانه ماکارونی،
کارخانه آبگوشت و آش رشته
و فسنجون داشدیم.
آب معدنی هم مثل ماکارونی!
یادت رفته آب از نهر هم میخوردی،
حالا مندت رفته بالا، موقع رفع
حاجت، تو آفتابه هم آب معدنی
میریزی!!!!
این بخش ادامه دارد........
نکته: مطالبی که به رنگ قرمز نوشته شده جدی بوده و به منزله طنز نمی باشد.
بخش دوم، عرضه کنندگان
عرضه کنندگان به دو دسته تقسیم می شوند:
الف) کلیه افراد و شخصیتهایی که به دلایل معلوم و نامعلوم
از درآمد و حقوق خود راضی نبوده
ب) کلیه افراد و شخصیتهایی که در سودای میلیاردر شدن
در کمترین زمان ممکن می باشند.
الف – سوال:
چرا اکثر حقوق بگیران، دو شغله بوده و یا به دنبال شغل
دوم می گردند؟
آیا وضع اقتصادی کارمندان خراب است؟
آیا به همین دلیل خیلی ها می خواهند فایننسر بشوند؟
جواب:
آقا چی میگی واسه خودت؟؟؟!!! اگه بعضیها دوست
دارند دو تا شغل داشته باشند چه ربطی به وضع
اقتصادی داره؟
چی!!؟؟ میگی برو ببین چندتا کارمند و سرهنگ و
بازنشته، یا تو آژانس تاکسی کار می کنند یا
مسافر کش شخصی اند. خوب هستند که
هستند، دو حالت بیشتر نداره، یا عشق ماشین
و رانندگی دارند و یا زنهاشون تو خونه خیلی
غر غر می کنند به این بهانه از خانه در می روند
و تا آخر شب کار می کنند که از دست زنهاشون
خلاص بشوند!!
چی!!؟؟ میگی گرانی غوغا می کنه، خط فقر
تو تهران شده 800000 تومان. برنج شده
کیلویی 3500 تومان، وضع کشاورزا خرابه!!
اولا این خط فقرو اختراع پولدارای شمال شهر
تهران است، ربطی به وضع اقتصادی کشور
ندارد هشتصد هزار تومان برای آنها پول کمی
است، پس بنابراین برای مرفهین بی درد
بالا شهری خط فقر است، وگرنه با هشتاد
هزار تومان هم تو تهران میشه راحت زندگی
کرد!!!
اما درمورد برنج. آقا اینهمه دکتر و
پرفسور تو تلوزین و رادیو و مطبوعات گفتند:
این برنج برا سلامتی بده، انقدر دیس
دیس برنج نخورین، فشار خون و چربی و
کلسترول و هزار درد بی درمون میاره، باز
این مردم گوش ندادند که ندادند. هی به مردم
گفتند: آقای محترم، خانم عزیز، این برنجو
از برنامه غذایتون حذف کنید، آخرش دور از
جونتون سکته قلبی یا مغزی می کنید ها،
اصلا ممکنه بترکید، جوان مرگ می شویدها!
باز این مردم شکمو گوش ندادند که ندادند.
خوب این دکتر و پرفسور ها هم تصمیم
گرفتن برنجو گران کنند که مردم هی نخورند
و سلامتیشونو به خطر نیندازند. اصلا حرف
این دکتر و پرفسور ها را قبول ندارید؟ همین
الآن به این دکتر مورتون مظاهری بی تربیت
که تو لس آنجلس شبکه ماهواره ای داره
زنگ بزن بپرس آیا برنج برای بدن خوبه
یا بد، ببین چی جواب میده. چطور
بهش زنگ میزنی در مورد فرغ سرت
تا شست پات و حتی جاهای نابدترت
ازش می پرسی، ولی این سوال را
نمی پرسی؟
اصلا ببینم برنج نخوری چی میشه؟
قرمه سبزی را با پیتزا بخوری میمیری؟
در مورد کشاورز، دولت اگه نمی خواست
به کشاورز کمک کنه، انقدر زمینهای
کشاورزی گران نمی شد. مگه کوری
نمیبینی هرچی دکتر و مهندس و
فوتبالیست و پولدار و رانت خوار و
جهان خواره، آمده زمینهای کشاورزای
شمال را به قیمتهای گران خریده و
توش ویلا ساخته. حالا بگویید
وضع کشاورز خرابه.
چی!!؟؟ میگی چرا بنزین سهمیه بندی شده؟
در جواب باید بگم، اولابنزین سهمیه بندی
نشده، عرضه بنزین هوشمند شده،
به زبان ساده تر، بنزین باهوش شده.
برو هر کشوری دلت خواست بگرد
ببین کدامشان بنزین هوشمند دارند.
مردم تو آمریکا و ژاپن و انگلیس و بقیه
کشورهای پیشرفته، تو ماشین هاشون
بنزین غیر هوشمند و بی سواد و
بی تربیت میریزن حرف نمیزنند،
آنوقت شما اینجا بنزین هوشمند و
باسواد و دکتر مهندس می ریزی
تو ماشینت غر غر هم می کنی؟
والا خیلی رو داری!!
چی!!؟؟ میگی به دلیل فقر اقتصادی
معتاد و اراذل و اوباش و دختران فراری
زیاد شده.
آقا اینهایی که میگی چه ربطی
به اقتصاد داره؟ مگه نیروی انتظامی
همه این آدمهارو نگرفت؟ همشون
هم اعتراف کردند. معتادها گفتند:
ما ماهواره زیاد نگاه میکردیم،
مایکل جکسون را پای منقل و بافور
دیدیم، ما هم رفتیم دنبال هروئین و
شیشه و کراک.
ارازل و اوباش هم گفتند: آنقدر تلوزیون
فیلم و سریال چینی و کره ای از جکی چان
و جت لی و بروسلی گذاشت، ما هم
جو گیر شدیم ، چاقو و قداره و شمشیر و ...
برداشدیم رفتیم تو کوچه و خیابان به
کاراته بازی و دعوا.
دختران فراری هم گفتند: ما تو شهرستانمون
نشریات فرهنگی زیاد میخواندیم،
هی از آنجلیناجولی می نوشتند که
رفته آفریقا به مردم بدبخت اونجا
کمک های مالی و جنسی میکنه،
از آنجا که دیدیم خط فقر تو تهران
هشتصد هزار تومان است، گفتیم بیا ئیم
تهران به مردم بدبختش کمک کنیم،
ولی چون پول نداشتیم، گفتیم به
این تهرانی های بدبخت خدمات جنسی
ارائه بدیم.
بیا!!!! حالا نقصیر ماهواره و صدا سیما
و مطبوعات را بنداز گردن اقتصاد کشور.
اصلا ببینم، خودت چرا تو خیابان وقتی
یکی از این دختران فراری فریب خورده
را میبینی، فوری میزنی رو ترمز؟
چرا دور از چشم خانومت خونه مجردی
گرفتی؟ بعد فرداش میری سرتو عین
بز اخوش تکون تکون میدی میگی
نوچ نوچ نوچ، اوضاع خیلی خراب شده
به دلیل فقر فساد زیاد شده.
برم به زنت بگم خونه گرفتی؟ بگم
چه کارها که نمیکنی؟ چرا رنگت
پریده؟
این بخش ادامه دارد........
نکته: مطالبی که به رنگ قرمز نوشته شده جدی بوده و به منزله طنز نمی باشد.
درود فراوان،
بازار فایننس در ایران بسیار داغ می باشد. در این بخش
به بررسی دلایل آن می پردازیم.
بخش اول، متقاضیان
سوال:
چرا تقاضا برای وام، اعم از داخلی و خارجی زیاد است؟
چرا بعضیها دنبال سرمایه گذار از نوع وطنی و
غیر وطنی می گردند؟
چرا گروه دسته اول (پول نامه، سخن اول) نزول
را آخرین راه انتخاب می دانند؟
جواب:
آقا اصلا هرکی هرچی میگه دروغ میگه. البته نه
هرکی هرچی میگه، هرکی انتقاد الکی میکنه.
کی میگه بانک ها به راحتی به بخش صنعت
وام نمیدن؟ خیلی هم راحت میدن، میگی نه،
همین امروز برو به یکی از بانکها بگو برای کارخانه ام
وام میخواهم. همون اول هرچقدر بخواهی به خودت
و خانواده و درو همسایه شما وام میده.
اصلا هفت شب و هفت روز به افتخار شما
میهمانی می ده!!
کی میگه سیاست انبساطی دولت بانکهارو
با مشکل رو به رو کرده؟ کی میگه به همین دلیل
بانکهای خصوصی عوض صنعت، در بخش مسکن سرمایه
گذاری کرده اند؟
کی میگه اقتصاد ما دچار بیماری هلندی شده؟
دروغه آقا درووووغ! اقتصاد ما نه تنها دچار بیماری هلندی
نیست، بلکه دچار هیچ گونه بیماری دیگر، حتی سرما خردگی
جزئی هم نیست. اصلا اقتصاد ما در بدو تولد
در دولت جدید اخته!!! خیلی ببخشید اشتباه شد!!!
ختنه شده، آنهم به روش مدرن(با استفاده از حلقه).
اصلا یکی به من بگه در تاریخ بشریت کدوم یکی از
اقتصاد کشورها ختنه شده؟! اقتصاد به این تمیزی
و بهداشتی مگه میتونه بیماری هلندی بگیره؟؟؟
بیماری مال اقتصاد کشورهای فرنگی که ختنه نکردن و
بی بندو بارن و کارای بد بد می کنند.
حالا نفت گرون شده که شده! حالا صندوق ذخیره ارزی
پر از دلار و یورو و پول اجنبی شده که شده!
کی میگه رشد نقدینگی خیلی بالا رفته و تورم
زیاد شده؟کی میگه با پایین آمدن بهره بانکی
مردم پولاشونو از بانکها کشیدن بیرون؟
اصلا دلشون خواسته بکشن بیرون به بقیه چه مربوطه؟
رانت خواری؟؟؟!!! آقا چرا چرت و پرت میگی؟ آخه وقتی
این همه غدای رنگ و وارنگ سنتی و مدرن و پست
مدرن لذیذ وجود داره، دیگه کسی رانت میخوره؟!
حالا این وسط یه عده بسیار قلیل و کم از صاحبان
صنعت و تجارت که تعدادشان از تعداد انگشتان دست
بیشتر نیست ( بالای 80% )، عوض استفاده بهینه از این
اقتصاد گل و بلبل، در به در دنبال فایننس و فایننسر
و این قرتی بازیها می گردند! اصلا این دسته غرب زده
هستند و دلیلش هم تماشا کردن زیاد ماهواره است.
این بخش ادامه دارد........
نکته: مطالبی که به رنگ قرمز نوشته شده جدی بوده و به منزله طنز نمی باشد.
درود فراوان،
در این بخش به اصطلاحات رایج در بازار داخلی فایننس ایران می پردازیم.
فایننس: سرمایه گذاری
فایننسر: شخص یا گروه یا سازمانی که در این بازار عرضه کننده می باشد،
که می تواند به سه صورت فعالیت داشته باشد:
1- سرماگذار باشد
2- نماینده سرمایه گذار باشد
3- واسطه یا دلالی باشد که اصلا سرمایه گذار را نشناسد (99%
فایننسر های ایران از نوع سوم هستند)
کارگزار: دلال یا واسطه. دلالان بازار فایننس در ایران، این اصطلاح را برای
معرفی خود به کار می برند.
امین فایننسر: همان دلال ولی از نوع باکلاس
قرارداد: قرارداد
بانک گارانتی: ضمانتنامه بانکی و فقط از نوع تعهد پرداخت (ابزار بانکی که
در آن بانک، در یک زمان مشخص، متعهد به پرداخت مبلغ
مشخص می باشد)
L/C : اعتبار گشایش شده بانکی برای معملات خارجی
فیزیبلی استادی: طرح توجیهی بانکی
وثیقه : هر چیزی که برای در رهن قرار دادن بانک
ارزشمند باشد ( حتی سفته مدیران )
ریت (Rate ): میزان بهره سالانه فایننسر
دور زدن: دودره کردن، پیچاندن. رایج ترین اتفاقی که در بازار
فایننس ایران در جریان است که در طی این فرایند،
متقاضی و عرضه کننده اولیه، مابقی کارگزارن
( واسطه ها) را حذف می کنند.
با نهایت احترم، بدرود
نکته: مطالبی که به رنگ قرمز نوشته شده جدی بوده و به منزله طنز نمی باشد.
درود فراوان،
مهمترین مخاطبین پول نامه افراد ذیل می باشند:
۱- کارخانه داران، صاحبان صنایع، تولید کنندگان، پیمان کاران ،
سرمایه گذاراندر بورس و مسکن، تجار و
بساز بفروشها!!! معذرت، انبوه سازان که برای گسترش و یا عبور از
بحران مالی، متقاضی تصحیلات بانکی (مانند وام، گشایش اعتبار و ..)
می باشند. "به زبان ساده، پول می خواهند".
۲- مهندسین، معلمین، مدرسین، موکلین ،محققین، محصلین، دانشجویان،
پزشکان، دندان پزشکان،دام پزشکان، پرستاران، ورزشکاران، خلبانان، ملوانان،
قهرمانان،مردان غورباغه ای (غواصان)،صیادان، جنگل بانان،
خوانندگان، رانندگان،بقالان، نقالان، لحاف دشکی، نمکی، کاسه بشقابی و کلیه افراد و شخصیتهای
حقیقی و حقوقی، هنری و سیاسی که به دلایل معلوم و نامعلوم از درآمد
و حقوق خود راضی نبوده و در سودای میلیاردر شدن در کمترین زمان ممکن می باشند.
در این وبلاگ،اکثر سخن من با دسته دوم بوده و در پست های
آینده به مباحث، چگونه و از کجا شروع کنیم؟ (ورود به بازار فایننس)،
بازارهای مالی داخلی و بین المللی، کلاه برداری های مالی و الکترونیکی
و ..... هر آنچه از آن بوی پول مفت بدهد خواهم پرداخت، و گه گاهی نیز
با دسته اول سخن خواهم گفت، ولی مطالعه پست های دسته
دوم می تواند برای دسته اول بسیار سودمند باشد.(چه شود)
نهایت احترام و بدرود
نکته: مطالبی که به رنگ قرمز نوشته شده جدی بوده و به منزله طنز نمی باشد.
به نام آفریدگار هر چه که هست
درود فراوان برشما دوستان و دشمنان عزیز،
این حقیر به دلیل اینکه پس از سالها خون دل خوردن در بازار های فایننس (Finance ) و مالی ایران، تجربه و اطلاعات ارزشمندی کسب کرده و خاطرات جالبی از این مقوله در ذهن دارم،(گرچه این خاطرات برای کسانی که درگیری مالی با قضیه داشتند، نه تنها شیرین و جالب نبوده، بلکه بسیار تلخ و ناگوار بوده است. نگارنده خود شاهد ورشکسته شدن، به زندان افتادن و.....افراد زیادی بوده که در این وادی گرفتار شده اند.) و البته به دلیل عدم وجود متولی برای صنف محترم فایننس کار، بر آن شدم که تجربیات خود را با مخلوط طنز در جهت اطلاع رسانی در این وبلاگ قرار دهم.
امید است که با اطلاع رسانی صحیح بتوان از اشتباهات و کلاهبردارییهای مالی جلوگیری و دوری نمود.
بدرود.
نکته: مطالبی که به رنگ قرمز نوشته شده جدی بوده و به منزله طنز نمی باشد.